خدایا امروز دلشکسته ها خیلی زیاد بودن و همه به گناه خودشون اعتراف می کردن و میگفتن:
ای خدا چقدر تو با من لطف و محبت داری با آنکه جهل و نا سپاسیم بسیار است و چقدر در حق من مهربانی با آنکه کردارم زشت است
وبسیاری با چشمان تر و واسطه قرار دادن ائمه مخصوصا امام زمان خودشون این دعا رو می خوندن:
ای خدا مرا از ذلت و خواری نفسم رهایی ده و از پلیدی شک و شرک جانم پاک ساز پیش از آنکه مرگم فرا رسد ، من از تو یاری می طلبم مرا یاری فرما و بر تو توکل میکنم پس مرا وامگذار
حدیث از امام صادق (ع) داریم که می فرمایند: اگر کسی در شب قدر بخشیده نشود باید خود را آماده کند تا در صحرای عرفات در روز عرفه بخشیده شود .
درسته ما دستمون به صحرای عرفات نرسید و نمیرسه ولی دلمون فرستادیم به صحرای عرفات و گفتیم : هیچ خدایی جز تو نیست منزهی تو و من از قهرت سخت ترسانم ، پس ببخشای ای مهربان ترین مهربانان

عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد


روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
عید قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح میکنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال میگردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش میآید را عید میدانند.
اللهم عجل لولیک الفرج
شهادت امام محمد باقر (ع) را به محضر اقا امام زمان(عج) و همه عاشقان و منتظران تسلیت عرض می کنم
.:: التماس دعا ::.
..................................................................................
![]()
السلام علیک یا بقیه الله فی الارضه
ای اقای من.... ای مولا و سرور من ....
می خواهم از زبان بهار با تو گفتگو کنم و با آن مقایسه کنم نمیتوانم چون وقتی بیایی از عطر وجودت همه جا و برای همیشه گلستان میشود...
می خواهم از زبان پائیز با تو گفتگو کنم و با آن مقایسه کنم نمی توانم چون وقتی بیایی ظلم و ظالم فوج، فوج مثل برگ درختان بر زمین میریزند.....
ای غائب همیشیه حاضر ....
می خواهم از زبان خودم با تو صحبت کنم نمیتوانم ،زبانم بند می آید چون من در تاریکیم و سخن با روشنی و روشنایی سخت است ....
ای ماه فروزان ...
نمیدانم با کدام زبان با تو بگویم ولی با زبان بی زبانی میخواهم در وقت غم و ناراحتی و یا در وقت شادی ، هر لحظه از تو بگویم و با تو گفتگو کنم ....
قلبم را با محبتت بزک و با مهرت آزین بندی کرده ام ودر سر در آن اسم تو را نوشته ام و برای ذهنم کلاسی گذاشته ام و در این کلاس هر روز دیکته میکنم که
"او خواهد آمد" .
(ان شاالله)

ای غایب از نظــر به خدا می سپارمت
جانم بسوختی و به جان دوستـدارمت
تا دامــــن کفــــن نکشــم زیر پای خاک
باور مکن که دست زدامانت بدارمت
التماس دعا
یا ابا صالح المهدی ادرکنی
قلم اسرار میکند که در مورد شما بنویسد و ارادت و علاقه اش را در نسبت به شما ابراز نماید ولی باز با این عشق و علاقه که نسبت به شما دارد به چشم حسادت میکند چون چشم هر وقت نام شما را میشنود بی اراده اشک در آن حلقه زده و شروع به باریدن میکند.
ولی قلم اینگونه نیست چون پیدا کردن واژه هایی برای وصف و درد و دل با شما خیلی سخت و مشکل است ، با این وجود قلم میخواهد بنویسد قلم می خواهد از خوشحالی عصر روز پنج شنبه و غربت و ناراحتی عصر روز جمعه بنویسد ، خوشحالی بخاطر اینکه شاید بیایی و ناراحتی بخاطر اینکه این جمعه هم گذشت بدون این که روی شما را ببیند و بانگ انا المهدی شما را بشنود .
در عصر جمعه حسادت قلم به چشم بیشتر می شود چون چشم مثل ابر بهاری شروع به باریدن می کند و خود اشکها حرفهای زیادی برای گفتن با شما دارد . چشم می داند که لیاقت دیدن اربابی مثل شما را ندارد و با خود می گوید :
«همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی ... چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی»
وبازهم در انتظار جمعه آینده روز شماری می کند شاید روزی به آرزوی خود برسد ....
*****************
********************
******************
قلم در وصف تو عاجز ماند چشم از دیدنت عاجز ماند
ولی قلبم از احساس وجودت در شگفت در عجب ماند
تو خود دانی ای اقای من،مهدی موعودهر کز مهر تو دور است باید در عجب ماند
که چون تو دریای مهری ما ماهی دریا کزین ماهی در خشکی باید درعجب ماند
این ماهی خواه ناخواه باید در دریا بماندولی از جهل و نادانی او باید در عجب ماند

صل الله علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)




ای شه طوس که سرچشمه الطاف خدایی جان ما باد فدایت که ولینعمت مایی
میوه باغ رسالت ، شه اقلیم ولایت بحر مواج علوم و کرم و لطف و عطایی
در روز پنجشنبه سال 148 ه. امام رضا (ع) در مدينه طيبه به دنيا آمد. در ولادت آن حضرت 11 ذيالحجه و 11 ربيع الاول نيز ذكر شده است.
پدر آن حضرت موسي بن جعفر (ع) و مادرشان امالبنين نجمه (ع) است. نام مباركشان علي است، و كنيه آن حضرت ابوالحسن است، و كنيه خاصشان ابوعلي است.
القاب حضرت سراجالله، نورالهدي، قره عين المومنين، مكيده الملحدين، كفو الملك، كافي الخلق، ربالسرير، فاضل، صابر، وفي، صديق و رضي است.
هنگامي كه آن حضرت به دنيا آمد پدرشان حضرت موسي بن جعفر (ع) دستور دادند فرزندشان را بياورند.
آن حضرت را در پارچه سفيدي پيچيده و به خدمت پدر بردند. آن حضرت در گوش راست حضرت رضا (ع) اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود و آب فرات به كام مبارك آن حضرت ريخت و سپس او را به مادر مكرمهاش نجمه (ع) برگردانيدند.
تو کیستی به چنین عزت و جلال بگو *** که همنشین گدایی و ضامن آهو

خیلی وقتها دلم برای صحن و سرای اقا امام رضا میگیره تنگ میشه ولی چه میشه بارها خودم خواستم و نتونستم که به زیارتش برم و بارها اتفاق افتاده که چشم هام واز کردم دیدم مقابل ضریح وایسادم اقا به حق همین شبه عزیزهمه ارزومندان رو دعوت کن چون تو دعوت نکنی کار هر کس نیست که ....خیلی وقتها یاد اونجا می یفتم و دلمو با التماس دعا به پابوسش میفرستم اونموقه دلم کمی اروم میگیره ....

اقا عیدی ما رو هم فراموش نکنی خودت بهتر از ما میدونی که اهالیه این وبلاگو وبلاگای شبیه این وبلاگ چییه ؟ آره عیدیمونو ظهور اقا میخوایم (ان شالله)
یا عشق ادرکنی
یا مهدی ادرکنی





