تمام عمر دوختم دو چشم خود براه تو
چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم
ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد آنگه رسی بخویش که بی خواب و خور شوی
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر بیک موی تر شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی
وجه خدا اگر شودت منظر نظر زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
بنیاد هستی چو زیر و زبر شود در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی
گر در سرت هوای وصالست حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
امام حسن عسگري ( ع ) مبارك باد ![]()
(( مدينه )) روز جمعه هشتم ماه ربيع الثاني حال و هواي ديگري داشت ‚ همه در انتظار در خشيدن نوري بودند تا گلهاي زندگي را درفضاي ظلم گرفتة آن سامان شادابي بخشد 0 در اين روز ‚ خورشيد تابان وجود امام حسن عسكري (ع) قدم به عرصه اين جهان خاكي گذاشت
امام به القاب (( صامت ‚ رفيق ‚ نقي ‚ زكي ‚ هادي )) معروف بود 0 بايد ولادت با سعادت آن حضرت را نه به عنوان حادثه ‚ بلكه نقطه عطفي در تاريخ تشيع دانست و بايد اذعان داشت كه اين ميلاد در آينده اي نه چندان دور تاريخ بشريت را دگرگون مي كند ‚ چرا كه او مي بايد فرزندي ‚ به دست غيب بسپارد تا روزي دادگستر جهان هستي شود
امام حسن عسگري ( ع ) در ماه رمضان و به نقلي ربيع الثاني سال 232 قمري در مدينه منوره متولد شد 0 مادر حضرت (( حديثه )) نام داشت (نام مادر حضرت را سوسن ‚ سليل و اسماء نيز گفته اند )) و پدر ش امام هادي ( ع ) بود 0 اسم شريف آن حضرت حسن ‚ كنيه اش ابو محمد و القابش :الزكي ‚الصامت ‚الهادي ‚ الرفيق ‚ النقي و العسگري است 0 در مناقب ابن شهر آشوب آمده است كه امام حسن و پدر و جدش همگي در زمان خود به ابن الرضا معروف بوده اند 0 و چون آن حضرت و پدر بزرگوارش امام هادي در سامرا در محله عسگر سكونت داشتند ‚ آن حضرت را عسگري مي گويند
فضايل اخلاقي وكمالات معنوي امام حسن عسگري ( ع ) موجب شده بود كه نه تنها شيعيان و پيروان آن حضرت ‚ بلكه عامة مسلمانان و حتي دشمنان نيز بر عظمت و بزرگواري آنحضرت اعتراف نمايند
:امام حسن عسگري
قلب الاحمق في فمه و فم الحكيم في قلبه ‚
قلب احمق در دهان او و دهان حكيم در قلب اوست
اللهم عجل لولیک الفرج







