تسلیت عرض میکنم شهادت امام جواد (ع) رو به همه ارادتمندان اهل بیت
خبر آمد خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید
دست افشان پای کوبان می روم بر در سلطان خوبان میروم
میروم بار دگر مستم کند بی سرو بی پا و بی دستم کند
میروم کاز خویش تن بیرون شوم برده یه لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحن خوش آواييم دربدر کوچه تنهاييم
اي دو سه تا کوچه زما دور تر...
به خوبا سر میزنی بگرد تو اینا هم خوب هست
آقا جان هممون که بد نیستیم به من نگاه نکن آقا
اي دو سه تا کوچه زما دور تر نغمه تو از همه پر شور تر
کاش که اين فاصله را کم کني محنت اين قافله را کم کني
کاش که همسايه ما مي شدي مايه آسايه ما مي شدي
هرکه به ديدار تو نايل شود يک شب حلال مسايل شود
دوش مرا حال خوشي دست داد سينه ما را عطشي دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه جان من است نامه تو خط امان من است
اي نگهت خواستگه آفتاب برمن ظلمت زده يک شب بتاب
پرده بر انداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يارو مدد کار ما کي و کجا وعده ديدار ما؟
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم اي عشق تا تو را بينم تويي که نقطه عطفي به اوج آيينم
کدام گوشه مشعر کدام کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشينم
روا مباد که بر بنده ات نظر نکني روا مباد که ارباب جز تو بگزينم
ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش
آقا پیر شدیم دیگه نمی خواین بیاین به خوبا سر میزنی اصلا هممون بد آقا جان هممون
بد به حق خوبات ....به خوبا سر میزنی مگه ما بدا دل نداریم می خواستی مارو خاطرخواه
نکنی قربونت برم ندیده خاطر خواه کردی رفتی پشت پرده یه نظر یه نظر خوبیم بدیم پات
نوشته شدیم آقا بدبختیم بیچاره ایم درمونده ایم عشق تویی فقط...
ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید.....

خدا مرحوم اغاسی رو رحمت کنه
شیعه با تو داد از آغاز دست می کشد بار بلا را هر چه هست
شیعه از روزی که شد حیدر امیر با تو بیعت کرد در خم و غدیر
شیعه راهش بود راه فاطمه هرگز از سیلی ندارد واهمه
یا صاحب الزمان ادرکنی


صل الله علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع) یا ضامن آهو!




الا رئوف تر از ما به ما امام رضا
تو کیستی به چنین عزت و جلال بگو *** که همنشین گدایی و ضامن آهو
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
ابوالحسن و ابوعلي
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده
اللهم عجل لولیک الفرج
داریم به ولادت با سعادت سلطان علی موسی الرضا(ع) نزدیک میشیم به نظرتون بهترین عیدی که از اقا امام رضا میشه گرفت چی هستش؟
ای مهدی، حسرتِ یک لحظه ی دیدار، دلهای شیفتگانت را گداخت و امید وصل تو جانهای به لب رسیده را به نسیم لطف بنواخت، گوشها منتظر انتشار سرود ظفر و چشمها در اشتیاق دیدار رهبر، نَفَسها در سینه حبس و تو ای حبیب، همچنان در پس پرده ی غیبت، نهانی و نمی دانیم تا کی، آخر تا کی در پس این حجاب میمانی، ای یوسف زهرا(س)، ای طاووس اهل جنت، ای سفیر حق و ای بلندایِ برج ولایت را، اختر:
بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه تو
بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو
تمام عمر دوختم دو چشم خود براه تو
به این امید زنده ام که گردم از سپاه تو

خدایا کمک کن حضرت مهدی (عج) را درک کنیم
خدایا ظهور اقا را نزدکتر بفرما و ما را یکی از یاران ان حضرت در زمان ظهور و یکی از منتظرین واقعی در زمان غیبت قرار بده
غروب جمعه را انگار خدا آفریده است تا آدینه همه دردها و زخم های شیعیان باشد و رنج سال ها غربت از امام و زخم سال ها یتیمی امت را بنمایاند ؛ با این همه ، غروب دلگیر آدینه با همه غم زدگی اش انگار لبریز از معرفت است؛ پر است از بانگ جرس و شاید آهنگ بیدار باش خداست که به رنگ غروب در آمده است .
آشفتگی روح را عصر جمعه به وضوح حس می کنی ، روحی که مدام تحملمان میکند زمینی بودنمان را ، غرق بودنمان در دنیا را و در بند اسارت بودنمان را ، تا خاکی ترین بخش هستی فرود می آید و او که از جنس آسمان است در زمین خاکی آشفته می شود.
وعصر جمعه انگار زمان کوتاهی برای رهایی روح است . برای همین است که عصر جمعه دلت هوای قرآن خواندن می کند و هوای راز ونیاز و دعای سماوات . دلت از دنیا می گیرد ؛ از دنیای که پر است از زیبایی های دروغین ، عشق های دروغین ، لذت های دروغین ودلت برای حقیقت پر می زند.
غروب جمعه ، آینه دل تنگ توست تا در آن محکش بزنی که تا کجا عاشق است و منتظر ؟
از امامش چه می داند و از رسولش و از خدایش ؟
ونم نمک زمزمه روح را می شنوی که : (( خدایا خودت ! را به من بشناسان ، بارالها ! با رسولت آشنایم کن . مهربانا ! حجتت را ، امام زمانم را ، مولایم را به من بشناسان که اگر حجتت را به من ننمایی ، از راه تو گمراه خواهم شد))

عصر جمعه عشقی در دلت موج می زند و حسرت عمیق دوری از امام در دلت تیر می کشد . حالا با تمام وجودت زمزمه می کنی : (این بقیه الله ) تازه می فهمی که دنیا چه قدر وابسته اوست وبودن ، تا چه حد به او نیازمند است . پس چشمانت ، همه وجود و حتی خدا را شاهد می گیری که به او وبه هرچه او به آن ایمان دادر ، مومنی و این که دوستش می داری ، که تسلیم امر اویی و مطیع او ، به مقام بلندش ، به علم و دانایی اش و به ولایتش اعتراف می کنی ونیز به رجعتش و این بازگشت شیرین را سخت انتظار می کشی .
وقتی این نسیم خوش معرفت تمام وجودت را عطراگین می کند ، از همه آنچه دوره ات کرده ، بیزار می شوی ، از رنگارنگی دنیا ، از سر و صدا های فریبنده ، از حرف های پوچی که دانه دانهه زنجیر عذابت را می بافند، از دویدن های پی در پی و بی پایانت به دنبال سراب دنیا و از خویش منزجر می شوی که چه قدر غرق در دنیایی و چه قدر از انتظار حقیقت دوری و چه قدر بودن را از دست داده ای و به چه چیزهای کوچکی دل بسته ای .
بزرگی ما انسانها آن قدر است که زمین و آسمان و کوه در تحمل بار امانتی که کشیده ایم درمانده اند، اما گاه آن قدر کوچک می شویم که دل به قطعه ای از این زمین و آنچه در آن است می بندیم . سینه های آسمانی ما کهکشان عشق خداست ، اما گاه در این پهنه سترگ عاشقی ، دل به دنیای خاکی می بندیم . و چه قدر آن لحظه غافلیم ، غافلیم از بزرگی خود ، از عظمت روح و از جایگاه بلند خلیفه اللهی مان.
و عصر جمعه لحظه آشتی با روح است .
لحظه رها کردن روح از اسارت خاک در دنیای خاکی ،
استشمام عطر انتظار و لحظه حس کردن نسیم امید است .
عصر های جمعه بوی امام می دهد بوی موعود بر حقمان ، بوی سبز بهاران.
فاطمه ای دیگر امد و دنیا بار دیگر فاطمه ای دیگز یه چشم میبیند
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است.
پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

التماس دعا
وفات مرجع عالیقدر و عالم ربانی ایت الله میرزا جواد اقا تبریزی را خدمت صاحب الزمان و همه
شما دوستان تسلیت عرض مکنم





