مهدی جان!
و اکنون ما مانده ایم با تمام لحظاتمان که مانند شبی سیاه از جلوی دیده گانمان می گذرد. نه دوستی، نه رفیقی و نه امیدی . لحظاتمان پر از سکوت است و قلبمان مملو از گلهای بی بو. مانده ایم که برای چه کسی بخندیم و به حال چه کسی بگرییم. ما مانده ایم با کوله باری از بی کسی و بی پناهی. با دلهایی پر از آه و قلب هایی که دوست دارند مهربان باشند. دوست داشتیم لحظاتمان آنقدر باشکوه بود که حتی فرشته ها هم به حالمان غبطه می خوردند. اما افسوس که دیگر مجالی نیست، حتی برای نفس کشیدن دیگر نمی توانیم، دیگر نمی دانیم به کدامین در گوییم و کنار کدامین گل بنشینیم و درد دل کنیم. نمی دانیم چگونه با فریب ها بجنگیم و چگونه بر نفسمان پیروز شویم. نمی دانیم که قاصدک های وجودمان را بسوی کدامین پروانه های منتظر بفرستیم. مانده ایم که چه کسی آتش درونی مان را با آب دیده اش خاموش سازد و امیدوارمان کند. مهدی جان تنها تو را داریم. در کنار خلوتمان تنها تو مهمانی ، پس بیا که منتظرت هستیم و در این جمعه باز هم میگوئیم
.: اللهم عجل لولیک الفرج :.
روز ولادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) نتونستم بیام اپ کنم ولی دیر نشده ولادت حضرت زهرا را به اقامون و به همه عاشقانش تبریک میگم.
برخی از دوستان تو قسمت نظرات ما رو مورد لطفشون قرار دادن ما به جز ائمه کی رو داریم؟ چشممون به دست پر برکت اونهاست وباید به اونها توسل کنیم ما که از خودمون چیزی نداریم !
خدایا صبرت چقدر زیاده ! فلسطین لبنان عراق ...
جهان در انتظار مهدی توست! ای صابر !
مولاجان ! ديدگانم گريان است و خارفراق چشمانم را مي آزارد آيا راهي هست تا ديدارت كنم؟ انتظار روزي را مي كشم كه بيايي و دوستان و عاشقانت گرداگردت را بگيرند، روزي كه با آمدنت دوستانت را عزت و بزرگي ميبخشي و در آن روز دشمنانت به خاك ذلت و خواري مي افتند. بيا و ببين كه در چه عصري زندگي مي كنيم. هر جا از ظلم و بيداد فغان مي كند و كسي نيست كه دادمان را بگيرد و حقمان را بستاند، مولاجان !عاشقانت در انتظارند. ديدگانشان اشكبار است. دلهايشان دردناك و جگرهايشان از غم فراق تو سوزان است، بيا و از سر چشمه هاي پرآبت سيرابمان كن، بيا و عطش قلبمان را بنشان. بيا تا ديدگانم روشن و بينا گردد، خود مي داني كه در درونم چه مي گذرد، خود مي داني كه دلم آرام و قرار ندارد، ناله و زاريم را بشنو و اشكهايم را ببين كه به استقبالت مي آيند، جسمم را خاك پايت مي كنم و با اشكهايم راهت را هموار؛ تا بيايي ، اي غايب الآمال من! اي نور ديدگانم! آيا انتظارم را سرانجامي خواهد بود؟ آيا چهرة سياه و شرمنده ام با وجهة نورانيت روشن خواهد گشت؟ به اين فكر مي كنم كه آيا روزي دعايم مستجاب خواهد شد و آرزويم برآورده خواهد گشت؟
اصلاً نمي دانم لياقت و سعادت چنين آرزوئي را دارم يا اينكه تمامي آنها را بگور خواهم برد؟ شايد هم چنين باشد، دلم مي خواهد در ركاب تو قرار گيرم و از اصحاب ياري كننده ات باشم.
آقا جان! به خدا عاشق ديدار رويت هستم بخدا ديدار روي تو نيمي از هدفم از شركت در دعاي توسل است؛ اما شايد هنوز تو را نشناخته و دركت نكرده ام اما يك دلباخته هستم و مي دانم تا آن حد عاشقت هستم كه آرزو مي كنم قبل از اينكه بميرم لااقل در خوابت ببينم، آري در خواب؛ چون در بيداري ، ديدن روي تو سعادت من نيست. ايكاش فقط يك لحظه در خواب ببينمت، فقط يك لحظه...
اي سرور من ! چيزي ندارم كه به استقبالت بفرستم تنها چيزي كه مي توانم نثارت كنم، قلب سوزان و منتظرم و اشكهاي روانم؛ بپذير! بپذير!
«به چه مشغول كنم ديده و دل را كه مدام
دل تو را مي طلبد ، ديده تو را مي جويد»
«هجران تو سخت است مرا
وصلت چرا نايد مرا
دوباره سلام
آقاجون چه کار میکنی با تنهایی با غریبی با بی وفایی های ما ؟
نگران این نیستم که مبادا این نوشته ها به دستت نرسد میدانم هر نوشته ای که ادرسشان بعد از سلام برای تو نوشته شده باشد خیلی زود چشم های شما را زیارت خواهند کرد.
نمی خواهم گلایه کنم چون اصلا دل و دماغ این کارو ندارم ولی باور کنید به ما خیلی سخت میگذرددسخت نیست بی شما در میان دشمنان تو بودن ؟ سخت نیست ناز هر نازیبایی را کشیدن و پای هر علف هرزه ای جوی عمر بستن ؟ سخت نیست که تنها راه گریه که از گلوی ما مگذرد به فرمان بغض بسته باشد ؟آخر چقدر تنهایی؟
چقدر دلتنگی ؟چقدر جمعه های دلگیر ؟ چقدر خندیدن به روی انان که گریه برای تو را نمیشناسند؟ اقا جون !میخواهی دو سه سطری از حال ما بدانی ؟ ما اینجا گم شده ایم راهنمایمان تاریکی است !شما خود بهتر میدانید که ظلمت گناه قلب کوچکمان را اسیر کرده است .ای صاحب العصر والزمان (عج)طلوع کن تا ظلمت تنهاییمان را غروب کنی! و نور حضورتان را جایگزین آن کنیم. اقا یه خواهش کوچیک هم داشتم تو نماز شبت اول برای ظهور خودت دعا کنی و ما (منتظرانت) رو هم یه نیم نگاهی کنی وما رو هم دعا کنی!

ای غبار قدمت تاج سر منتظران
غائب اینگونه چرا از نظر منتظران
دیده شیعه به راهست بیا یا مهدی
خم شد از بار جدایی کمر منتظران





