خدا كند كه بدانى چقدر محتاج ست
نگاه خسته من به دعاى چشمانت
اى مهربان؛
بگذار تا در ميان ستارههاى شب و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم؛
بگذار تا از درد جدائيت كه با غيبتت همه تكيه گاه مظلومان ازبين رفته بنالم؛
پيش از تو آب معنىِ دريا شدن نداشت ولى ميدانم كه با حضورت در ميان مردم هر
قطره آب معنى يك دريا را ميدهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند
ولى با تو گلستان ميشوند؛ اما افسوس كه بوى غيبتت به مشام تنهايي ام ميرسد
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود :
آن هنگام كه زنانتان ناپاك و جوانانتان آلوده شوند و شما امر به معروف و
نهي از منكر نكنيد ،
چگونه خواهد بود؟
گفتند : اي رسول خدا ، اين چنين خواهد شد ؟
فرمود : آري و بدتر از اين ! چگونه خواهيد بود هنگامي كه به منكر امر و از معروف نهي كنيد؟
گفتند : اي رسول خدا ، اين چنين خواهد شد ؟
فرمود : آري و بدتر از اين ! چگونه خواهيد بود آن گاه كه معروف را منكر و منكر را معروف بشناسيد؟

بيا که احساس شقايق هنوز سرخ است
ديريست كه شقايق عاشق را از كوير سرخ ميچينيم و در گلدان انتظار ميكاريم و باران بغض تنها مرحمي است كه بر داغ شقايق ميگريد. كاش قصيده انتظار كوتاهتر از يك غزل عاشق بود كه بغض سرخ شقايق را بيپاسخ نميگذاشت. آخرعمري است كه نام تو را در گوش دشت ميخواند، پس عجب نيست كه شقايق عاشق باشد. ميگويند انتظار به بزرگي رؤيايي آشفته است. اما نه! غزل عاشقي است كه در شبهاي تار با اشك بر گيسوي آسمان نوشته ميشود تا اميد را به خاطر بسپارد. بيا و بر زخم شقايق درمان باش، چرا كه آتش عشقت تنش را سوزاند. بيا كه قلبهايمان از حرف افتاده و فقط براي تو ميتپد. اميد را ما فقط به خاطر تو آموختهايم و خورشيد را فقط براي تو خواستهايم. اگر تو نيايي خورشيد پشت ابرهاي بسته معطل ميماند و بر شانهي بيكسي سر ميگذارد. ما وضوي عشق گرفتهايم تا به زيارت معشوق برويم. بيا و مؤمن به عشق باش و اين كاروان را تا زيارت عشق برسان ساربان. بيا كه بي تو خاك شقايق خاكستر ميشود. بيا كه در حريم توبه به استغاثه نشستهايم و آفتاب را فرياد ميكشيم. بگو برايمان كه با اشارت معشوق شاهد كدام دشت ميشوي تا در نبض لالههايش بروئيم و گيسوي انتظار را به ظهور طلائيت ببافيم و شقايق را به خاك پيوند زنيم تا در قدومت قرباني شود و از داغ بشكند. بيا كه پيچكهاي انتظار ديگر پيچ نميخورند، شايد كه تا بام خورشيد رسيده باشند و پنجرهاي ديگر براي تنفس نباشد. بيا كه نغمههاي ادركني ادركني در نهايت عطش و پرسوز و گداز از زخم يتيمي است و دستهايمان غريبتر از غريبستان عاشورا است. اي حسين زمان در كدامين نينوا قيام خواهي كرد تا زينبگونه مشتها را براي رسوايي يزيديان گره كنيم، اي يوسف كنعان در كدامين مصر طلوع خواهي كرد تا ما يعقوبيان به انتظارت كلبه احزان را روزي گلستان ببينيم و اي مولاي زمان از كدامين دريا عبور خواهي كرد تا بر اين درياي متلاطم و خالي از امواج نور پلي از قلبها ببنديم و خون قلبهاي عاشق را فداي خاكت كنيم و اي دست خدا كدام در را به صدا درميآوري، چرا كه قلبهايمان آشناي آهنگ انتظار است و نفسهايمان مسيحاييتر از خورشيد به اين اعشق ميتپد تا در را به رويت بگشايد.
بيا كه احساس شقايق، هنوز سرخ است.

وفات حضرت محمد(ص)و شهادت امام حسن(ع)و امام رضا(ع) را به اقا
امام زمان و همه منتظران و عاشقان ان حضرت تسلیت عرض میکنم
.

امام بزرگوار و عزیز و معصوم(حضرت مهدی(عج)) و قطب عالم امكان و ملجا همه
خلایق، اگرچه غایب است و ظهور نكرده; اما حضور دارد. مگر مى شود حضور
نداشته باشد؟ مؤمن، این حضور را در دل خود و با وجود و حواس خویش، حس مىكند.
آن مردمى كه مى نشینند، راز و نیاز مىكنند، دعاى «ندبه» را با توجه مى خوانند،
زیارت «آل یاسین» را زمزمه مىكنند و مى نالند; مى فهمند چه مى گویند. آنها حضور
این بزرگوار را حس مى كنند، لو هنوز ظاهر نشده و غایب است. غیبت او،
به احساس حضورش ضررى نمى زند. ظهور نكرده است; اما هم در دل ها و هم
در متن زندگى ملت حضور دارد. مگر مى شود حضور نداشته باشد؟
شیعه خوب، كسى است كه این حضور را حس كند و خود را در حضور او احساس نماید.
این ، به انسان امید و نشاط مىبخشد. این بزرگوار، در فضاى ذهنى و معنوى جامعه ما،
حضور دارد و جوانان مؤمن و با اخلاص نیز با آن حضرت، قلبا در ارتباط هستند.
این ارتباط، به معناى حقیقى كلمه، دو جانبه است و در حالات برجسته شور و محبت و
احساس و عواطفى كه ملت ایران، نسبت به این بزرگوار دارند، این ارتباط طرفینى است.
امام معصوم و بازمانده عترت پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام، در طول این زمان هاى اخیر،
در میان جوامع بشرى بوده است; امروز هم در میان ما است ارتباط قلبى و معنوى
بین آحاد مردم و امام زمان (عج)، امید و انتظار را به طور دائم در دل آنها زنده نگه
مىدارد و این خود، یكى از پر بركت ترین حالات انسانى است نزدیك شدن به
امام زمان (عج)، نه نزدیك شدن درمكان هست نه نزدیك شدن به زمان.شما كه
مى خواهید به ظهورامام زمان (عج) نزدیك بشوید; ظهورامام زمان (عج)
یك تاریخ معینى ندارد كه صد سال دیگرمثلا یا پنجاه سال دیگر..تا ما بگوییم كه تا
ازاین پنجاه سال، یك سال و دو سال و سه سالش را گذراندیم، چهل و شش سال و
چهل و هفت سال دیگر باقى مانده [است]. نه; از لحاظ مكان هم نیست كه ما بگوییم:
ما از این جا حركت مىكنیم به طرف مثلا شرق یا غرب عالم و یا ...
عالم، تا ببینیم كه ولىعصر(عج) كجا است وبه او برسیم، نه نزدیك شدن ما به
امام زمان (عج) یك نزدیك شدن معنوى است; یعنى، شما درهرزمانى تا پنج سال دیگر،
تا ده سال دیگر، تا صد سال دیگر كه بتوانید كیفیت و كمیت جامعه اسلامى را
افزایش بدهید، امام زمان ـ صلوات الله علیه ـ ظهور خواهد كرد





