ای منتقم بزرگ اسلام کوبنده دشمنان بد نام
خورشید جمال خود عیان کن برسوخته دلان نمای اکرام
ازرنج وفراق روی ماهت سوگند که روز ماست چون شام
کس نیست نهد به زخم مرهم یا آن که دهد به غصه فرجانم
وقت است بیا درانتظاریم یابن الحسن ای امید اسلام
تا چند زغم فسرده بودن وز تلخی کام وجور ایام
امروز ز کید و کینه دشمن دارد به سرش خیال بس خام
برخیز که حجت خدایی
فرزند امیر لافتایی
مائیم غریب این زمانه مرغان بدون آشیانه
اندر طیران قاف لا هوت با زمزمه های عاشقانه
دنیا ز جفا به ما بتازد بر مردم ما کند بهانه
ترسی زعدوی خود نداریم پابند ، نئیم به آب ودانه
ای حجت حق نمای نصرت برقلب ستم رویم نشانه
خواهیم زنی زخشم ونفرت بر پیکر کفر تازیانه
با دست یداللهی و غیبی در دوزخشان کنی روانه
تا بار دگر به باغ عالم گل های وفا زند جوانه
تا جان به تن جهانیان است گویند ز منجی زمانه
عالم شده معتکف به کویت
هر دم به مشام اوست بویت
غافل از واقعه روز حسابت نکند
ای که دم میزنی از دوستی احمد و آل
آنچنان باش که ارباب جوابت نکند
*******************************************
نوکر هر چقدر هم که بد باشه باز ماله اربابشه
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان

بچه های ما جوان شدند و جوانان ما پیر شدند وپیران ما از دنیا رفتند ! نیامدی!
جمعه ای دیگر.....
میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را به همه عاشقان و منتظران
تبریک عرض می کنم
از آن زمان كه تو در نيشابور، سر از كجاوه برون آوردي وبه كرشمهاي، آتش شوق بر جگر سوخته خلايق عاشق زدي و صلاي توحيد سردادي و آن را مأمن پناهگاه محكم و خدشه ناپذير خواندي، رازورود به اين قلعه را فاش كردي كه تويي. از آن زمان، ما خورشيد ولايت تو را در سرزمين قلبهاي خويش هميشه در كار طلوع يافتيم و حيات را بي حضور تو درسرزمين خويش ناممكن فهميديم.عشق ما به اين خاك، تنها از اين روست كه تو در آن آرميدهاي و پيوند ناگسستني دل ما به اين فضاي ملكوتي ازاين جهت، كه تو در آن تنفس ميكني و رايحه شوقآفرين تو در آن ميپيچد.
چه كسي ميگويد كه ما بي حضور تو توان برخاستن داشتيم؟
چه كسي ميگويد كه ما بي استشمام بوي تو، راه به حقيقت ميبرديم؟
چه كسي ميگويد كه ما جز در پرتو تابناك تو، جستن خداوند را ميتوانستيم؟
ما هنوز«اللهاكبر»هاي تو را با سر و پاي برهنه در نمازشورآفرين عيد، از ياد نبردهايم. همان طنين گرم نالههاي غريبانه و مظلومانه توست كه ما پابرهنگان و مظلومان در اين جهان بزرگ را توان ايستادني چنين بخشيده است.
ما از تو آموختهايم كه هر جا دشمن، لباس فريب بر تن كرد، جامه خدعه پوشيد، نقاب نيرنگ بر چهره آويخت، بر پشتي مكر تكيه زد و به تخت حيله نشست، با نواي اعجازآفرين «اللهاكبر»، لباس فريب را بر تنش بدريم، جامه خدعه را بر اندامش پاره كنيم، نقاب نيرنگ را برچهرهاش بشكنيم، پشت و رويش را هويدا كنيم، از تخت حيلهاش به زير افكنيم، به رسوايياش بكشانيم و به عزايش بنشانيم.

اللهم عجل لوليک الفرج
آقا جونم تقديم به شما: 
یا صاحب الزمان
چی ميشه از آسمونها
ندايی بياد تو گوشم
بگه که عاشق خسته
تو شدی غلام کوچيکم
چی ميشه معشوق زيبام
يه نگاه کنه تو چشمام
همه دنيام و بگيره
با نگاه گرم و زيباش
چی ميشه ازتو نگاهم
بخونه مست و ديوونم
بدونه که آشناشم
آخه عمريه فداشم
چی ميشه دستامو بگيره
باهاش هستی مو بگيره
دستام دستش و بگيره
پيشونيم نشون بگيره
آقا جونم اگه شما رو ببينم چی ميشه! اما مطئنم می بينم و همون جا می ميرم...
فرشته ها بگن آخه آقا!
اينکه اينقدر زيبايی نديده!
اون هيچ وقت مهدی نديده!
فقط اسمت رو شنيده!
حالا هم با ديدن تو
فدايی لقب می گيره
تو صف عاشقاتم
اين جدا برات می ميره!
هرکدومتون که ديدينش حتما بگيد يکی هست که برات جدا بميره.
اي کاش مي دانستم چشمان پاک کدامين خاک حضور سبز تو را به تماشا نشسته است و بر نرمي قدمهايت بوسه مي زند.
مولاي من !
اي کاش مي دانستم کدامين سرزمين غريب با وجود نازنين تو آشنايي دارد و آغوش خويش را براي مهرباني هايت گشوده است.
... يابن الحسن!
سخت است براي من که سايه تمام مردم از ميان کوچه نگاهم بگذرد، اما پنجره چشمانم به روي خورشيد زيباي تو بسته باشد و باغ دلم از بهار صدايت بي نصيب بماند.
... اي يوسف دور از وطن!
سخت است براي من که از اشک فراقت، بي طاقت شوم، در حالي که مردمان ياد تو را از خاطر برده باشند.
... اي فرزنده ماههاي تابان !
عمري است که به انتظار طلوع تو در ساحل حسرت نشسته ايم.
قلبهاي تشنه ما به اشتياق ظهور تو مي تپد و کبوتران دعا، قنوت دستهايمان را رو به درياي خدا مي برند.
کي مي شود که موج صداي گرم تو برخيزد و زلال قطره هاي ناب تو سيرابمان کند؟
... اي آرزوي مشتاقان !
کي مي شود که آسمان دلهايمان از نسيم صبحگاهي سلام تو معطر شود و شب چشمانمان به جمال ماه تابان تو روشن گردد؟
... اي اميد منتظران !
کي مي شود که ذوالفقار تو بر گردن دشمنان و منکران حق بنشيند و پرچم عدل و دادگري بر فراز شهر و ديار مؤمنان سايه افکند!
... يا صاحب الزمان !
آيا مي شود که در حرم امن تو اجازه ورود بيابيم و پروانه وار گرد کعبه وجود مقدست طواف کنيم
جمعه دیگر شد نیامدی صبح .. ظهر.. نه غروب شد نیامدی
التماس دعا
شیعه را در بی کسی چون تو کس است ای امید شیعه خون دل دیگر بس است
شیعه با تو داد از آغاز دست می کشد بار بلا را هر چه هست
شیعه از روزی که شد حیدر امیر با تو بیعت کرد در خم و غدیر
شیعه راهش بود راه فاطمه هرگز از سیلی ندارد واحمه
یا صاحب الزمان ادرکنی

کیست مهدی یاور مظلومان
کیست مهدی نور مهر نار قهر
کیست مهدی کعبه جان همه
کیست مهدی آرزوی فاطمه
کیست مهدی زخم ها را التیام
کیست مهدی آخرین مرد قیام
کیست مهدی همدمی نشناخته
کیست مهدی خلق نادیده به او دل باخته
کیست مهدی؟
جان صد موسی اسیرچشم او جان صد عیسی مرده زنده اش
روح های مشتاق سرگردان او نوح ها غرق یم احسان او
بتگران درقرب و توحیدش ذلیل بی تبر آید از او کار خلیل
با نگه کار مسیحا می کند بی عصا اعجاز موسی میکند
پیر کنعان عاشق دیدار او ماه کنعان برده در بازار او
تو را فرياد ميکنيم باحنجره اي ازخم هاي ديروز و امروز !
تو را فرياد ميکنيم باچشمهاي از زخم هاي امروز و فردا !
تو را گريه ميکنيم ،
با چشم هايي که طعم ترانه هاي فائز دارد و طعم چشم انتظاري و بي قراري !
اين روزهاي چيزي شبيه « وليا و حافظا » کم است!
چيزي شبيه « حتي تسکنه » چيزي شبيه آمدنت.
تو را فرياد مي زنيم .
والعصر !
اي پنهان پيدا!
بیا که عاشقان و منتظرانت تو را فریا میزنند بیا!

ولادت با سعادت بی بی فاطمه معصومه (س) بر تمامی دوستداران وعاشقان اهل بیت
تبریک می گم
![]()
پیامبر اسلام(ص):
بهترین اعمال امت من انتظار رسیدن فرج است از نزد خدای عزیز جلیل.
کسی می آید....
کسی می آید تا مرهمی بر دل عاشقان و منتظرانش شود و جوابی قاطع برانکارکنندهایش بدهد کسی می آ ید تا آیینه ها را به تبسم وادارد و مرهمی بر زخم شقایق ها بگذارد .
کسی می آ ید تا به کوچه های تاریک دنیا ، خورشید هدیه کند و برای همه ی بی خانمان های ستم دیده ی جهان ، خانه ی قسط و عدالت برپا سازد .
کسی می آید تا آواز مهتاب را به گوش همه ی فرشته ها برساند و همه ی زمینی ها را به میهمانی آسمان دعوت کند .
کسی می آید تا مروارید گران بهای آزادی و آزادگی را از گل و لای و گرد و غبار اغراض و امراض پاک سازی کند .
کسی می آید تا نگاه ها را بشوید ، چشم ها را به ملکوت ببرد ، قلب ها را به تپش حیات معنا وادارد و همه ی آلودگی ها را از ساحت عشق راستین بزداید .
کسی می آید تا کاسه های نیاز ما را از الطاف و مهربانی های خویش سرشار کند .
کسی می آید تا گل – زخم های آلاله را شفا بخشد و پیکره ی مجروح انسان معاصر را مداوا نماید و قلبش را التیام دهد .
کسی می آید تا غبارهای کاهلی و کدورت و کاستی را از چهره های ما بزداید و شراب ناب و طهور معنویت و ایمان را در کام همگان بریزد .
کسی می آید تا همه ی بندی های عالم ماده را برهاند و همه ی ناشادی ها و ناکامی ها را به شادمانی و کامیابی بدل سازد ....
.: مهدی(عج) :.
دوباره صبح...، ظهر...، نه ، غروب شد نيامدی
خدایا من می توانم روزی رو ببینم که مهدی تکیه زده بر کعبه و بانگ
:::< انا المهدی >:::
سر میده یا اینکه مثل خیلی از عاشقان و منتظران آقا باید آرزو به گور ببرم
این جمعه هم گذشت مثل خیلی از جمعه های دیگه
ای خدا چرا عصرهای جمعه انقدر دل گیره
اللهم عجل لولیک الفرج 
ديري است زمين در انتظار آفتاب بر خود مي پيچد
و جز با ظهور تو آرام نخواهد گرفت
آيا هنگام آن نرسيده است
كه بر واژه ظلم و ظالم خط بطلان بكشي
آخر بدون تو بهارمان معنا پيدا نمي كند
و گل ما رنگ و بويي ندارد

آقا جان
جز بوي محمدي ات هيچ گلي را نخواهيم بوييد
و فقط در شميم بهشت تو مدهوش مي شويم
با نسيم قدم هايت نسيم صبحگاهي را سرشار خواهي ساخت
و شبنم با نام تو در خود نقش مي بندد
اي سياه چشم گيتي
در افق زلال نگاهت جهان را منور كن
اي طاووس اهل بهشت
آيا فرياد -= ادركني يا مهدي =- گوش فرشتگان را پر نكرده است
اي ماه هفت آسمان بر ما بتاب
و عطش انتظار عاشقان را رفع كن
اي عزيز
بيا كه عاشقانت منتظرند تا هستي خود را فداي قدم هايت كنند
و جان را قرباني نگاهت
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح...، ظهر...، نه ، غروب شد نيامدی
اقا جون........
ای بهار دلای پاییزی و ای خزون دلای غم زده,
الان مدتهاست منتظر اومدنتیم..........
مدت هاست که عشقت, امید انتظارت,
ارامش رو از چشمهامون به یغما برده.
مدت هاست که دیگه از خودم نمی پرسم چرا لاله سرخه و اسمون کبود.........
دیگه نمی پرسم چرا بهار عمرش کوتاهه و زمستون بلند........
چرا باد نا ارومه و دریا مواج........
اقاجون.........
چی کار کردی با این دلای پریشون,
که این همه سال, سینه به سینه ادرس جاده انتظار و بهم سپردن و راهیه دیار عشقت شدن.
اقا جون.........
جاده انتظارمون دیگه خیلی طولانی شده.
طولانی تر از هزار و صد و هفتاد و یک سال انتظار
مولای من..........
بیا و شبهای انتظارمون رو به سپیده دم وصال پیوند بزن.
بیا تا محبت و عشق فراموش شده رو به دلای سیاه اندودمان باز گردان.
محبوب دلم..........
خیلی بیشتر از این سالهای دور انتظار دوستون داریم.....
دوسمون داشته باش........................
«اللهم عجل لولیک الفرج»
آقا جون کمک کن که همیشه نوکر خوبی براتون باشیم
«العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان»
چه روزها که يک به يک غروب شد، نيامدی
چه اشکها به سينهها رسوب شد، نيامدی
خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شکن!
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدی
برای ما که خسته ايم و دل شکسته ايم و عاشقیم و منتظر، نه
برای عدهای ولی، چه خوب شد نيامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح...، ظهر...، نه ، غروب شد نيامدی
امان از آن لحظه که همه را میبینم و تو را نمیبینم... امان...
امان از آن لحظه که ببینمت و بدانم که تو را بارها دیدهبودم؛ همهجا ... امان...
اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا آنکه خون از دوری او بود جاری زچشم عاشقان کو
بگرداب بلا غرقیم یا رب یگانه منجی خلق جهان کو
ملال انتظار از حد فزون شد خدایا مهدی صاحب زمان کو
سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) را به همه دوست داران و عاشقان اهل بیت
تسلیت عرض می کنم
........................................................................................................
بنال ای دل که شور غم بپا شد *** مدینه سر به سر ماتم سرا شد
ز طوفان حوادث کشتی علم *** به امواج بلا بی ناخدا شد
محبت تو زجانم جدا نمی گردد چنانکه شهد ز شکر نمیرود بیرون
گدائی در تو بر گزیده ام که گدا به نا امیدی از این در نمیرود بیرون
آقا جون....... مولای من........ گل نرگسم........
به اندازه تمام دنیام که تو باشی دوست دارم. مهدی جان....... مولای خوبم......
می دونم هممون رو می بینی. می دونم همه نامه هایی رو که برات می نویسیم می خونی. میدونم جواب سلام هامونو می دی. می دونم کنارمونی. میدونم تو کوچه خیابونی که راه میریم حضور داری. می دونم بیشتر از ما منتظری. می دونم بیشتر از ما دلت می خواد به همه کسایی که بهت بی تفاوت اند و فراموشت کردن بگی حضور داری. بیشتر از همه دلت می خواد به خونه خدا تکیه بدی وبه همه عالم بگی :
::::::::::<<<< اناالمهدی>>>>>:::::::::
اقاجون...... می دونم غروبهای جمعه از ما بی تاب تری. مولای من...... گل نرگسم....... به خدا می دونم. می دونم می خوای چشم و گوشمونو باز کنیم و از ته دل صدات بزنیم. اقا جون...........
فکرشم نمی تونم بکنم چه حالی داری وقتیکه عاشقات صدات می زنن و بی تابتن در حالیکه هنوز لیاقت شکستن بغضشونو تو دامن مهربونت ندارن.
فکرشم نمی تونم بکنم که کنار ندبه خونها نشسته باشی و ببینی دارن دنبالت می گردن ولی پیدات نمی کنن.
اقاجون........ شرمندتم. شرمندم از اینکه جواب سلام مونو میدی و ما عاجز از شنیدنش ایم. شرمندم از اینکه صدات می زنیم و از کنارمون می گذری و ما نمی بینیم. شرمندم از اینکه دلت رو می رنجونیم.
اقا جون...... به خدا همش ناخواستس. ما اینطوری نمی خوایم. مهدی جان..... . شرمندم از این همه لطف و محبت و کرامت. شرمندم از اینکه جز بدی و گناه و رنجش چیز دیگه ای بلد نیستم تقدیمت کنم.
اقا جون منو ببخش........ بزرگوار منو ببخش.........
گل نرگسم........ مولای من........... محبوب دلم...........
خوش به حال اونایی که راه گدایی کردن و خوب بلدن. خوش به حال اونایی که عشقتو با تمام وجود درک کردن. خوش به حال اونایی که تمام دنیای دلتنگی شون رنگ و بوی تو رو داره. خوش به حال اونایی که دلشون برات تنگه. خوش به حال همه اونایی که قرار لحظه های بی قرارشونی. اقا جون.......... خوش به حال کسایی که به جز تو هیچ کس و ندارن. مهدی جان ........... خوش به حال اونایی که تنها محرم خلوت تنهایی شونی. خوش به حال اونایی که مهدی میگن و جونشون و میدن. مهدی میگن و پرواز می کنن................
مولای من....... محبوب دلم........... گل نرگسم......... اگه تو دستمو نگیری به کی باید پناه ببرم؟ اگه تو دلمو صاحب نشی به کی دلمو و با همه غربتها و دلتنگی هاش بسپرم؟
اقا جون...... مهدی جان...........مولا..........
منو می بخشی اقا جون؟
مولا....... این همه دلتو رنجوندیم بخشیدی. این همه فراموشت کردیم به یادمون اوردی. این همه بدی کردیم و با خوبی جوابشو دادی. اقا جون....... این بارم منو ببخش. مولا......... منو می بخشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در كنار پنجره تنهائي خود نشسته ام ، منتظرچشم من شـکوفـه نرگس وجود توسـت كـه
صبح فـردا گل خواهد كـرد ، و نسيم نرم وسبكبـال خبـر شكفتنـت را بـه جهـان مـژده
خواهد داد، و عطر حضورت را در سراسر گيتي پراكنده خواهد كرد.
ماه كامل است و مهتاب مي درخشد، و مـن امشب را تا صبـح پشـت هميـن پنجــره
میمـانـم و بـراي ظهورت دعـا خواهـم كــردو آيه هاي اميد ر ا يك به يك مي خوانـم ، ميخواهـم لحظـه به لحظـه شـاهـد شكفتن گـل وجودت در باغ زندگي باشم .
دلم امشب بيقرارتر از هميشه است و نام ترا نجـوا ميكند، دل من مي گويد امشــب را بــا
عاشقان همناله شو ، با سوته دلان گريه كن، با منتظـران عشـق را زمزمه كـن ، تـو چــه
ميداني شايد اين آخـريـن باري بـاشـــد كـه تـو شكفتـن گل نرگـس را مي بينـي ، اي هميشـه
غافل ، اين لحظه ناب را درياب





